حکایت: داستان زاهد و دزد با تفسیر
در گلستان، سعدی داستان زاهدی را نقل میکند که شب هنگام در راه بود. ناگهان دزدی او را گرفت و گفت: «مالهایت را بده!» زاهد آرام و باوقار جواب داد: «من چیزی ندارم.» دزد که ...
در گلستان، سعدی داستان زاهدی را نقل میکند که شب هنگام در راه بود. ناگهان دزدی او را گرفت و گفت: «مالهایت را بده!» زاهد آرام و باوقار جواب داد: «من چیزی ندارم.» دزد که ...
گلستان نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ پرآوازه ایرانی سعدی شیرازی است. به باور بسیاری، گلستان تأثیرگذارترین کتابِ نثر در ادبیات فارسیاست. که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مس...
حکایت گوسپند قربانیآورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی خرید، در راه قومی بدیدند، طمع کردند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند بِبَرند. پس یک تن از پی...
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده