فروش مودم فیبر نوری


» حکایت: داستان زاهد و دزد با تفسیر

حکایت: داستان  زاهد و دزد با تفسیر


در گلستان، سعدی داستان زاهدی را نقل می‌کند که شب هنگام در راه بود. ناگهان دزدی او را گرفت و گفت: «مال‌هایت را بده!» زاهد آرام و باوقار جواب داد: «من چیزی ندارم.» دزد که انتظار جواب‌های تند و ترساننده داشت، تعجب کرد. زاهد ادامه داد: «اگر مال داشتم که این همه برایش حرص نمی‌زدم. تو هم اگر دزدی، چرا از خودت می‌دزدی؟» این سخن زاهد، دزد را تحت تأثیر قرار داد و دلش نرم شد.


تفسیر حکایت


این حکایت بیانگر دو نکته مهم است:


۱. آرامش در مقابل ترس و خطر

زاهد به‌جای اینکه ترسان شود یا با خشونت پاسخ دهد، با آرامش و حکمت با دزد برخورد می‌کند. این آرامش نه‌تنها خودش را حفظ می‌کند بلکه باعث تغییر دل دزد می‌شود.


۲. درس از ساده‌زیستی و بخشش

زاهد که به مال و ثروت دل نبسته، ترسی از دزدی ندارد. او با بیان اینکه حرص مال داشتن تنها خود دزدی است، معنایی عمیق درباره رهایی از تعلقات مادی می‌دهد.



پیام کلی


سعدی در این حکایت به ما می‌آموزد که در مواجهه با مشکلات و خطرات، بهترین راه برخورد با آرامش و خرد است. همچنین نشان می‌دهد که بندگی مال و حرص ورزیدن به دنیا، بزرگ‌ترین دزدی از خود انسان است


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   لیبل رایگان   |   خرید گونی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   بلاگسازان   |   وکیل حقوقی   |   مجله آشپزی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   فروش تجهیزات ویپ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ مشاهده