داستان قورباغه ی کَر  _ اثرات منفی و مثبت تلقین !

» داستان قورباغه ی کَر _ اثرات منفی و مثبت تلقین !

دریک باغ بزرگ، قورباغه ها در یک روز تعطیل تصمیم گرفتند مسابقه ی دو بدهند. از روبه روی درخت گیلاس تا لب حوض آب، با سوت داور، مسابقه شروع شد و حدود سی قورباغه جهش خود را آغاز کردند. مرتب از هم جلو می زدند و همه تلاش می کردند که برنده ی این مسابقه باشند. در مسیر راه ناگهان دو قورباغه در گودال نسبتا عمیقی افتادند. همه قورباغه ها جمع شدند. گودال به قدری عمیق بود که بسیاری از قورباغه ها پیش بینی کردند که قورباغه های داخل گودال نمی توانند بالا بیایند و خود را نجات دهند. اما قورباغه های هراسان داخل گودال تلاش می کردند خود را از این گودال نجات دهند. قورباغه های بالا تاکید داشتند که تلاش بی فایده است، شانس شما این بوده، نجات ممکن نیست، بایدصبوری کنید و در همین گودال به زندگی ادامه بدهید. تا مرگتان فرا برسد. درست است که شما افسرده می شوید، پرخاشگر می شوید، فلج می شوید، زمین گیر می شوید ولی قسمت شما در این زندگی همین بوده است. قورباغه های بالا مرتب شعار می دادند فعالیت بی فایده است، نجات ممکن نیست و قورباغه های گرفتار مرتب تلاش می کردند ولی شکست می خوردند و دوباره به ته گودال می افتادند. بعد از چند بار تکرار این کار و تلقین های منفی قورباغه های بالا، یکی از قورباغه های در چاله افتاده به ماندن در چاه رضایت دادند. اما باکمال تعجب یکی از این قورباغه ها با تلاش بسیار دیواره گودال را می پیمود، عرق می ریخت و زحمت می کشید تا بالاخره خود را به سطح زمین رساند.

قورباغه های بالا گفتند مگر تو حرف های ما را نمی شنیدی؟

آن ها متوجه شدند این قورباغه کَر است ...

خوشبختانه صداها و تلقین های منفی به گوش او نرسیده است. او با زبان اشاره گفت من فکر می کردم شما در بالای گودال مرا تشویق می کنید و من براثر تشویق شما تلاش می کردم تا نجات یافتم.

آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
خرید اینترنتی قهوه
Buy Website Traffic Cheap