داستان قورباغه ی کَر _ اثرات منفی و مثبت تلقین !
دریک باغ بزرگ، قورباغه ها در یک روز تعطیل تصمیم گرفتند مسابقه ی دو بدهند. از روبه روی درخت گیلاس تا لب حوض آب، با سوت داور، مسابقه شروع شد و حدود سی قورباغه جهش خود را آ...
دریک باغ بزرگ، قورباغه ها در یک روز تعطیل تصمیم گرفتند مسابقه ی دو بدهند. از روبه روی درخت گیلاس تا لب حوض آب، با سوت داور، مسابقه شروع شد و حدود سی قورباغه جهش خود را آ...
تاجری بود کارش خرید و فروش پنبه بود و کار و بارش سکه. بازرگانان دیگر به او حسودی میکردند یک روز یکی از بازرگانها نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه ی تاجر دستبرد زد.شب ت...
اربابی آوازه کنیزی نوجوان و زیباروی را شنید، که قدی بلند و چشمانی خمار و صدایی دلکش داشت. 20 هزار دینار قیمتش بود و هر کسی را توان پرداخت این مبلغ برای خرید آن نبود، این...
و تو پسرم!اگر نمیخواهی به دست هیچ دیکتاتوری گرفتار شوی، فقط یک کار بکن!بخوان! و بخوان! و بخوان!- نامهی دکتر علیِ شریعتی به پسرش احسان۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ زمانی که کتاب...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده