تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» حکایت صداقت حتما بخوانید!

حکایت صداقت حتما بخوانید!

اربابی آوازه کنیزی نوجوان و زیباروی را شنید، که قدی بلند و چشمانی خمار و صدایی دلکش داشت. 20 هزار دینار قیمتش بود و هر کسی را توان پرداخت این مبلغ برای خرید آن نبود، این کنیز ماه‌ها در خانه بود، همه می‌دیدند، اما کسی توان خرید او را نداشت.

ارباب به غلام خود یک گونی سکه داد و او را روانه شهر کرد تا آن کنیز ماهرخ را بخرد. 


پسر ارباب به پدر گفت: «پدر می‌خواهم دیوانگان شهر را لیست کنم تا به آن‌ها طعامی دهیم.» 

پدر گفت: «اول مرا بنویس و دوم غلام مرا.» 

پسر پرسید: «چرا پدرم؟» 

ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی مطلب مرتبط ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی


گفت: «اولین دیوانه منم که به غلامی اعتماد کرده و یک گونی زر به او دادم. اگر او هم کنیز را بخرد و برای من بیاورد او هم دیوانه است، چون من به‌جای او بودم، اگر پول را نمی‌دزدیدم، کنیز زیباروی را دزدیده و به بیابانی روان شده و تا آخر عمر با او زندگی می‌کردم. در این حالت هر دو دیوانه‌ایم.»


غلام کنیز را خرید و در حال برگشت کنیز گفت: «بیا هر دو سمت بیابانی روان شویم، من دوست ندارم دیگر در بند اربابی باشم. به خود و من رحم کن.»


غلام گفت: «من غلامم و هیچ گنجی روی زمین ندارم، اما در دلم گنجی به نام امانت‌داری و صداقت است که هرگز آن را با آزادی و لذت خود عوض نمی‌کنم و جواب ارباب را با خیانت نمی‌دهم، چون اگر چنین کنم مرده‌ام و مرده از لذت بی‌نصیب است.»


غلام کنیز را به خانه آورده و به ارباب تسلیم کرد. ارباب چون داستان را شنید از صداقت غلام گریست و کنیز زیباروی را به او بخشید و هر دو را آزاد کرد.




تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مصباح ترمز   |   وکیل حقوقی   |   تعبیر خواب   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید آنتی ویروس   |   آزمون نظام مهندسی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   بلاگسازان   |   لینک پرومکس   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید کتراک   |   توری سایبان گلخانه  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسب‌وکارت — در ارم بلاگ شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسب‌وکارت — در ارم بلاگ مشاهده