حکایت های کمتر شنیده شده از عبید زاکانی
چند حکایت کوتاه و کمتر شنیدهشده از عبید زاکانی با توضیح و معنی به شرح ذیل است. اینها بیشتر از لابهلای آثار او در اخلاقالاشراف و لطایفالحکایات آمدهاند و کمت...
چند حکایت کوتاه و کمتر شنیدهشده از عبید زاکانی با توضیح و معنی به شرح ذیل است. اینها بیشتر از لابهلای آثار او در اخلاقالاشراف و لطایفالحکایات آمدهاند و کمت...
در گلستان، سعدی داستان زاهدی را نقل میکند که شب هنگام در راه بود. ناگهان دزدی او را گرفت و گفت: «مالهایت را بده!» زاهد آرام و باوقار جواب داد: «من چیزی ندارم.» دزد که ...
تاجری بود کارش خرید و فروش پنبه بود و کار و بارش سکه. بازرگانان دیگر به او حسودی میکردند یک روز یکی از بازرگانها نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه ی تاجر دستبرد زد.شب ت...
اربابی آوازه کنیزی نوجوان و زیباروی را شنید، که قدی بلند و چشمانی خمار و صدایی دلکش داشت. 20 هزار دینار قیمتش بود و هر کسی را توان پرداخت این مبلغ برای خرید آن نبود، این...
گلستان نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ پرآوازه ایرانی سعدی شیرازی است. به باور بسیاری، گلستان تأثیرگذارترین کتابِ نثر در ادبیات فارسیاست. که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مس...
حکایت کوتاه از عطار نیشابوریعطار در محل کسب خود مشغول بـه کار بود کـه درویشی از آنجا گذر کرد. درویش تقاضای خودرا با عطار در بین گذاشت، اما عطار همان گونه بـه کار خود ...
چند حکایت از پروین اعتصامی پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذایی ناچیز فراهم میکرد. از قضا یک روز که به ...
حکایت گوسپند قربانیآورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی خرید، در راه قومی بدیدند، طمع کردند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند بِبَرند. پس یک تن از پی...
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده