داستان قورباغه ی کَر _ اثرات منفی و مثبت تلقین !
دریک باغ بزرگ، قورباغه ها در یک روز تعطیل تصمیم گرفتند مسابقه ی دو بدهند. از روبه روی درخت گیلاس تا لب حوض آب، با سوت داور، مسابقه شروع شد و حدود سی قورباغه جهش خود را آ...
دریک باغ بزرگ، قورباغه ها در یک روز تعطیل تصمیم گرفتند مسابقه ی دو بدهند. از روبه روی درخت گیلاس تا لب حوض آب، با سوت داور، مسابقه شروع شد و حدود سی قورباغه جهش خود را آ...
تاجری بود کارش خرید و فروش پنبه بود و کار و بارش سکه. بازرگانان دیگر به او حسودی میکردند یک روز یکی از بازرگانها نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه ی تاجر دستبرد زد.شب ت...
اربابی آوازه کنیزی نوجوان و زیباروی را شنید، که قدی بلند و چشمانی خمار و صدایی دلکش داشت. 20 هزار دینار قیمتش بود و هر کسی را توان پرداخت این مبلغ برای خرید آن نبود، این...
چند حکایت از پروین اعتصامی پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذایی ناچیز فراهم میکرد. از قضا یک روز که به ...
حکایت گوسپند قربانیآورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی خرید، در راه قومی بدیدند، طمع کردند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند بِبَرند. پس یک تن از پی...
ابزار آلات و رنگ های شمع سازی
مشاهده